محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
240
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
را رد كرد و اين شورشيان از مهاجران و انصار بودند كه خلافت را بر او عرضه داشته و مىخواستند با او بيعت كنند ، همانگونه كه با پيشينيان او بيعت كردند . على عليه السّلام براى بيعت بر منبر پيامبر صلّى اللّه عليه و إله نشست ، همانگونه كه خلفاى پيشين نشستند و مردم به او روى آوردند و با او بيعت كردند . اما گروهى از بيعت سر باز زدند كه امام عليه السّلام در بيعت گرفتن از آنان تلاشى نكرد و به شورشيان اجازه نداد تا آنان را به بيعت مجبور سازند . سعد بن ابى وقّاص و عبد اللّه بن عمر از آنان بودند . » « 1 » ( فلمّا نهضت بالأمر نكثت طائفة ) در سطرهاى بالا به نقل از تاريخنگاران گذشت كه طلحه و زبير در طمع خلافت به شورشيان عليه عثمان گرايش يافتند ؛ ليكن مهاجران و انصار ، غير از على عليه السّلام را نپذيرفتند و مردم نيز در پيروى از آنان براى بيعت ، گرد امام عليه السّلام جمع شدند كه امام عليه السّلام با تعبير « از هر طرف بر من سرازير شدند » از آن ماجرا ياد مىكند . طلحه و زبير نيز تحت تأثير هجوم جمعيت فراوان ، همراه با ديگران بيعت كردند ؛ سپس پشيمان شدند و همراه با عايشه شوريدند و يا اين كه عايشه همراه با آنان شوريد . طه حسين مىگويد : « عايشه از سختترين مخالفان عثمان در ميان زنان پيامبر صلّى اللّه عليه و إله بود و بر بسيارى از كارهاى عثمان اعتراض مىكرد تا جايى كه بسيارى از مردم ، او را از برپاكنندگان شورش پنداشتند . . . مخالفت عايشه با على عليه السّلام ، به اعتقاد من از دو علت ديگر ناشى مىشد : دليل نخست - كه على عليه السّلام را در آن نقشى نبود - به ازدواج او با دختر پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و به دنيا آمدن حسن و حسين عليهما السّلام از او ، ارتباط مىيافت . على عليه السّلام پدر نسل باقىمانده از پيامبر صلّى اللّه عليه و إله بود و خدا به
--> ( 1 ) . الفتنة الكبرى - 2 - على عليه السّلام و بنوه ، طه حسين : 8 و 9 .